
وبلاگ قرار کلمه وبلاگ نبود کلمه که نباشی... وبلاگ قرار کلمه بود کنار دریا راه برویم...دستهای همدیگر را بگیریم سر بر شانه های هم بگذاریم... وبلاگ قرار کلمه بود دور دنیا را بگردیم...عکس بگیریم. وبلاگ قرار کلمه بود برزیل برویم کنار مجسمه عیسی بایستیم دستها ر...
ادامه مطلب
... xa0این روزها دوست دارم xa0بالی داشته باشم اوج بگیرم می دانمxa0 این روزها تکرار نخواهد شد xa0چیزی درونم در حال شگفتن و ...شکستن است xa0می شکنم ...اما شکوفا می شوم می سازم ...ویران می کنم xa0به آنی...! با xa0چشم های ویران کننده گاه دوست داشتن را تا اوجxa0 بخشیدن می برم xa0اما بناگاه درمی یابم زندگی بندهایی دارد بس عمیق می اندیشم... ویرانگیxa0 راxa0 مهار کن در بندهایت گرفتاری...! نور زندگی را در پشت پلک هایم مخفی می کنم و با بی حس ترین نگاه و لبخند ... نگاه می کنم xa0گویی xa0یخ زده ای هستم که ...
ادامه مطلب