قاب خاطره

خرید بک لینک
این روزها فکر می کنم

دیگر آخر تمام شدن احساسم.

گویی ماشینی شدم خودکار...

لبخند برلب در حال نگاه کردن ...

به دور ها نگاه می کنم و می اندیشم

دنیای مزخرفی ست

وگول زدن خودمان مزخرف تر ...

اینکه جسارت حرف زدن و به آینده نگاه کردن را در خود نمی بینم

شاید برگردد به تو... و حرف هایت

زمان گویی ایستاده

با خود می گویم

چه بر سرم آمده ...

آدمی هرگز نباید کسی را آمال امیدها و زندگی کند

چه بسا در نیمه راه... با تمام حرف های امیدوارگونه نباشد...!

..و داغ این نبودن تو را آنگونه دلزده و پیر کند

که شوی ماشینی بی روح و سرد با لبخندی کشدار بر لب

و توهمی از گذشته

مرا به بهشت کلمات ببر...

همان بهشتی که توهم ست و زندگی بخش

و دوستش می دارم بسیار...

زین خواب بیدارم مکن...

دوباره خواب

مرا در بر بگیر

با لبخندی برلب..

آمدی و رفتنی و ندیدی چشم هایم را

چشم هایی منتظر و پر از عشق

پ.ن: ماندگاری در قاب خاطرات

#فرشته _کاملان

پانزدهم مهر

دل نوشته های من...

ما را در سایت دل نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 15:18

صفحه بندی