دل نوشته های من

متن مرتبط با «گذشته ها گذشته» در سایت دل نوشته های من نوشته شده است

این روزها...

  • نیلوبلاگ

    این  روزها گاهی می نویسم ...نه مثل گذشتهقبل ترها پناه می بردم به آغوشش با کلمات...و این روزها پناه می برم به کلمات چون  آغوشی نیستگویی لحظه هایست از حرکت ایستاده...پای بندهایی  که تو را نگه داشته و دستانی که در امتداد  یک جاده خالی بدنبال خاطرتی ست تا گرمت کند...و نوشتن ... راه گریزیست برای هر آنچه که باید باشد و نیست...!#فرشته_کاملان + نوشته شده در پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۹ ساعت 19:44 توسط فرشته کاملان  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ثانیه های بر باد رفته...

  • نیلوبلاگ

    می دانیچه می خواهد دلم!!اینکه باشی و نگاهت کنمدستانت را بگیرمو در اعماق چشم ها غرق شومخوب می دانیمدتهاست نگاهم در چشم هایت ننشسته! و افسوس می خورمچرا در آخرین دیدارطولانی نگاهت نکردمدر آغوشت نکشیدمچرا بیشتر دستانت را نگرفتمحال بماند کهنبوسیدنت!!!سخت ترین داغ بود#فرشته_کاملان #عاشقانه_ها...

    ادامه مطلب
  • شایدها...

  • نیلوبلاگ

    وقت هایی دلت xa0می گیرد ... xa0از هر چیزی xa0که دوست داشتنی ست از هر واژه ای که تو را زخمی کند و ناراحتت xa0مجبوری لبخند بزنی گویی هرگز دلتنگxa0 xa0ناراحت نیستی؟ واقعا چرا تظاهر می کنیم xa0به آنچه نیستیم؟؟ xa0فکر کردی فکر می کنم xa0تنها یک جواب دارم xa0اینکه... xa0همه بدنیال تکیه گاهی هستیم مطمئن و دوست داشتنی شانه هایی پر از xa0آرامش و کلماتی که تو را جدا کند از هر چه xa0وابستگی زمینی است می دانم xa0خواهی اندیشید ! یعنی چه؟ xa0و خواهم گفت ..... xa0یعنی لحظه هایست اینقدر دل تنگ کننده xa0که با وج...

    ادامه مطلب
  • این روزها....

  • نیلوبلاگ

    شاید پاییز... xa0شاید دلتنگی... xa0شاید هم سرد شدن هوا... هر چه هست... نمی دانم چرا ...طپش های قلبم xa0اهسته تر شده xa0شوق هر روز بیدار شدن و سر به سر گذشتن و از ته دل خندیدن کم شده گویی بیهودگی هایست همه چیز بیهوده خندیدن ... xa0بیهوده رقصیدن بیهوده نوشتن... xa0گاه نوشتن هایم xa0 گویی طولانی ترین قصه ی زمان بود و زیباترین وازه... xa0اما هم اکنون...گویی جهانم xa0کسل شده... شور و شوق نداره و یا اگر شور و شوق هست اینقدر قوی نیست ... تا تو را به xa0 اوج آسمان ببرد فقط می دانم خسته ام خسته و منتظر....

    ادامه مطلب
  • گذشته...

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتها دوست دارم برگردم به گذشته... به روزهای بی خبری و نادانی xa0به روزهای خندیدن...چرخیدن به روزهایی که شتاب گرفته بودم برای بزرگ شدن xa0و.... xa0این روزها xa0دلم می خواهد xa0زمان را متوقف کنم دوست دارم xa0برگردم و دوباره xa0نگاه کنم غلط گیری بردارم و...اشتباهات xa0را پاک کنم آدم های رفته را ماندگار کنم پاک کنم کدورت ها را... و یک زندگی بدون xa0اشتباه بسازم دوست دارم چشم ها را برهم گذارم و بشود همان که می خواهم. رفته ها باشند و ماندگار پ.ن: با وجود باید ها .. نبودن ها و غیر ممکن ها... این ...

    ادامه مطلب